به نام خدا
میر من خوش میروی كاندر سر و پا میرمت
خوش خرامان شو كه پیش قد رعنا میرمت
مردم همیشه سبز استان كهگیلویه و بویراحمد
آنگونه كه میدانید، انتخابات دهمین دورهی ریاست جمهوری ایران با مهندسی خاص سازماندهی و اعلان شد. ملت سبز ایران نیز در اعتراض به این وضعیت؛ كه علیه مردم سالاری و آزادی و جمهوریت نظام طراحی شده بود، براساس اصل 27 قانون اساسی (آزادی اجتماعات و راهپیماییها) به اعتراضاتی میلیونی و با شكوه به شكلی مدنی مبادرت ورزید؛ اما، متأسفانه در این اعتراضات مسالمت آمیز ملت ایران به خشن ترین و عریان ترین صورت ممكن، گل به دست و اللهاكبرگو به گلوله بسته شد، و با حمله به تجمعات انسانی و سبز مردم، ورود غیرقانونی به منازل نخبگان فكری، سیاسی و ...، یورش وحشیانه به كوی دانشگاه تهران، شیراز و اصفهان و ...، سران احزاب اصلاح طلب، روزنامه نگاران مؤثر، رهبران جنبشهای كارگری و دانشجویی، فعالان حقوق بشر، وكلای شریف و پیشتازان حقوق زنان را روانهی زندانها كردند و به دست قانونشكنان سپردند و قلبها را دریدند و سرها را بریدند و پاها را شكستند و دستها را بستند.
جماعت مهاجم به اعتراضات قانونی مردم در ملأ و خلأ، مردم سبز ایران را مضروب و مجروح كرده و دهها جوان رشید ایرانی را به شهادت رساندند از این همه شنیع تر و شدیدتر، چنانكه از نامهی آقای كروبی به آیت الله هاشمی رفسنجانی بر میآید موضوع تجاوز به دختران و پسران جوان در زندانها مطرح شده كه اگر واقعیت داشته باشد غرور تاریخی این ملت را به سخره گرفتهاست و مو بر تن هر انسان شرافتمند و آزادهای راست میكند. براستی در این دیار چه میگذرد و بر حاكمان این سرزمین مظلوم چه رفتهاست كه حریت و حرمت و حمیت و شرف و همه و همه را از یاد بردهاند؟ اندكی تأمل كنید؛ آیا براستی دختر و پسر ایرانی، در زندانهای این كشور اسلامی بر اثر تجاوز زندانبانان قربانی شدند؟دردا و دریغا!
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان میكنند
مردم شریف استان، امروز اقتدارگرایان تازه بدوران رسیده قلمها را شكستهاند و زبانها را بریدهاند و در این سودایند كه سمندشان كشتزار سبز ایران را ببلعد؛ زهی خیال باطل. كوته آستینان را دراز دستی نشاید و شرابیان را خربزه در دهان كردن، دیری نپاید. اندیشهی سبز با تیشهی سیاه استبداد و " پوتین" از پای نخواهد افتاد و درخت زیبای آزادیخواهی با تبر تحجر قطع نخواهد شد؛ چرا كه این آغازِ فریادِ نسلِ سبز بر سر سیاهی استبداد و سبعیت است. پس از این همه قانون ستیزی كارگردانان و سناریستهای این وضعیت، در مراحل نیمه پایانی این مهندسی انتخابات، پس از رویارویی با اعتراضات گسترده مردم با پرونده سازی و اعتماد سوزی كامل، نمایشی به نام اعترافات تلویزیونی را تدارك دیدهاند، شاید به زعم خود ملت ایران را از پیمودن مسیر سبزِ خویش مرعوب و مأیوس كنند.
در این دادگاه، كه بی اعتباری و غیرقانونی بودن آن آشكار است، نه تنها "قوه قصابیه" كمترین وقعی به رعایت حقوق متهمین (اگر متهمی در میان باشد) ننهاده، بلكه كارگردانان این نمایش، با صدور كیفر خواستی كه یادآور یكی از سرمقالههای "كیهان" به قلمِ قَمه صفت و قبیح نگار "حسین شریعتمداری" است، رسماً فاتحهای بر قانون، قانون گرایی، نظم حقوقی و حقوق ملت قرائت كرده و آخرین میخها را بر تابوت جمهوریت كوبیدهاند. آری، اگر قلم در دست غدارها باشد ، لاجرم منصورها بر دار خواهند شد؛ اما، این سنتِ همارهی تاریخ است كه " الملك یبقی مع الكفر و لا یبقی مع الظلم".
در این میان، تلویزیون به اصطلاح ملی آتش بیار توپخانهی سناریوی جعلی انقلاب مخملین است. عجب تر از این همه، مواجههی عاملین و آمرین این فجایع است كه چون خموشان بی گنه روی بر آسمان میكنند و رهبران جنبشِ سبزِ ایران را مسوول شهادت جوانان این سرزمین میدانند. وا عجبا ! كه بعضی از اصلاح طلبان شناخته شده را در كنار برخی از بیگانگان در این به اصطلاح دادگاه به محاكمه میكشند تا جبهه اصلاحات و اعتراضات میلیونی ملت را به بیگانگان نسبت دهند در حالیكه اصلاح طلبان و ملت ایران نه نسبتی با بیگانگان دارند و نه دل در گرو آنان داشته و دارند و جزء به خدا و نیروی خویش به كس دیگری تكیه نكرده و نمیكنند.
براین اساس، ما احزاب اصلاح طلب استان كه تاكنون به دلیل احتمال جبران اشتباهات استراتژیك مسببین و مباشرین فجایع پس از انتخابات، ساكت مانده بودیم اعلام میكنیم كه ضمن محفوظ دانستن حق خود برای برگزاری هرگونه تجمع و راهپیمایی، مقامات مسئول را به جبران این روند ضد اسلامی و غیر انسانی و مطالعهی تاریخ قریب و بعید ایران و بازگشت به پیشگاه ملت و قانون اساسی(آزادی فرزندان انقلاب و ملت )دعوت میكنیم و با تقبیح دروغ سالاری و فریب كاری، به مسوولین كشوری و لشكری یادآور میشویم كه سكوتِ دلسوزانهی ما را نشانهی ترس و سركوب ما ندانید و بدانید دیر نیست كه در هنگام درو، با دیدن مزرع سبز فلك و داس مه نو، از كِشته و كُشتههای خویش یادتان آید؛ پس با شما دلسوزانه میگوییم در آیندهای نه چندان دور كه زاغها از باغها رخت بربندند، زغال میماند و روسیاهی و تاریخ و شما و مردم. باید به این اندیشید كه آیا آن روز خط سبز آزادی و سرِ سبز آزادگان شما را خواهد بخشید؟
در پایان، به سروشان سبز ایران كه نظاره گر روحِ مجروحِ ملتِ خویش اند یادآور میشویم كه باید به فریاد بر سر بیداد ادامه داد؛ چرا كه همهی ما مسئولیم. مسوول در برابر خدا، مردم، تاریخ و وجدان خود.
سرت سبز و دلت خوش باد و جاوید كه خوش نقشی نمودی از خط یار
با سلام بر روان پاك شهدای جمهوریت و درود بر ملت سبز ایران
جبهه مشاركت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، كارگزاران سازندگی و انجمن اسلامی جامعه پزشكی استان كهگیلیویه و بویراحمد
24/5/1388
منبع: پایگاه خبری عصردنا
چاپ
فیس بوک
بالاترین
دنباله

خبر خوان (آر-اس-اس)